فیه ما فیه مولانا نسخه موزه قونیه صفحه ۹۱


فیه ما فیه مولانا نسخه موزه قونیه صفحه ۹۱

 

 

 

نبیند بر کار معشوق را داند پس می گوید که اگر معشوق خواهد در آیم اکنون مسجد الحرام

پیش اهل ظاهر آن کعبه است که خلق می روند و پیش عاشقان و خاصان مسجد الحرام وصال حقّ است

پس می گویند که اگر حق خواهد به وی برسیم و به دیدار مشرف شویم اما آنکه معشوق گوید ان شاء الله

آن نادر است حکایت آن غریب است غریبی باید که حکایت غریب بشنود و تواند شنیدن خدا را

بندگان اند که ایشان محبوبند و معشوقند حق تعالى طالب ایشان است و هرچه وظیفه عاشقان است

او برای ایشان می کند و می نماید همچنانکه عاشق می گفت ان شاء الله برسیم حق تعالى برای آن عزیز

ان شاء الله می گوید اگر به شرح آن مشغول شویم اولیای واصل سررشته گم کنند پس چنین احوال را

و چنین اسرار را به خلق چون توان گفتن قلم اینجا رسید و سر بشکست یکی که اشتر را بر مناره نمی بیند

تار مویی بر دهن اشتر چون بیند آمدیم به حکایت اوّل اکنون آن عاشقان که ان شاء الله می گویند

یعنی بر کار معشوق است اگر معشوق خواهد به کعبه درآییم ایشان غرق حقّ اند آنجا غیر نمی گنجد و یاد

غیر حرام است چه جای غیر است که خود را تا محو نکرد آنجا نگنجد لَیْسَ فِی الدَّارِ غَیْرُ الله اکنون اینک

می فرمایند رسوله الرؤیا اکنون این رؤیا خواب های عاشقان و صادقان و مشتاقان است و تعبیرش

در آن عالم پدید شود بلکه احوال جمله عالم خوابیست تعبیرش در آن جهان پدید شود همچنانکه خوابی

می بینی که سواری بر اسب به مراد می رسی اسب به مراد چه نسبت دارد و اگر می بینی که به تو دِرَم های درست دادند تعبیرش آن است که سخن های درست و نیکو از عالمی بشنوی دِرَم به سخن چه ماند و اگر بینی که تو را بردار آویختند رئیس قومی شوی دار به ریاست و سروری چه ماند همچنین احوال عالم را که گفتیم

خوابی است که اَلدُّنْیَا کَحُلُمِ الناّئِم تعبیرهاش در آن عالم دیگرگون باشد که به این نماند آن را معبّر الهی تعبیر


اشتراك گذاري:      فيسبوك -  تويتر -  لينكدين -  گوگل پلاس