فیه ما فیه مولانا نسخه موزه قونیه صفحه ۹۰


فیه ما فیه مولانا نسخه موزه قونیه صفحه ۹۰

 

 

 

در بیع تسلیم شرط است و چون مقدورِ تو نیست چه تسلیم کنی پس اندیشه ها مادام که در باطن اند

بی نام و نشان اند بر ایشان نتوان حکم کردن نه به کفر و نه به اسلام هیچ قاضی گوید که تو در اندرون

چنین اقرار کردی یا چنین بیع کردی یا بیا سوگند بخور که در اندرون چنین اندیشه نکردی

نگوید زیرا کس را بر اندرون حکمی نیست اندیشه ها مرغان هوایی اند اکنون چون در عبارت آمد این

ساعت توان حکم کردن به کفر و اسلام و به نیک و بَد همچنان که اجسام را عالمی است و تخیّلات را عالمی

و توهیمات را عالمی و حق تعالی ورای همه عالَم هاست نه داخل است و نه خارج اکنون تصرّفات حق را

در نگر در این تصوّرات که چون آنها را بی چون و چگونه و بی قلم و بی آلت مصوَّر می کند آخر آن خیال

یا تصوّر را اگر بطلبی و سینه را بشکافی و ذرّه ذرّه کنی آن اندیشه را در او نیابی در خون نیابی

در رگ نیابی بالا نیابی زیر نیابی در هیچ جزوی نیابی بی جهت و بی چون و چگونه و همچنین بیرون نیز

نیابی پس چون تصرّف او در این تصوّرات بدین لطیفی است که بی نشان است پس او که آفرینندۀ این همه است

بنگر که او چه بی نشان باشد و چه لطیفِ لطیفِ لطیف باشد چنان که این قالب ها نسبت به معانی اشخاص

کثیف اند این معانی لطیف بی چون و چگونه به نسبت با لطف باری اجسام و صورند کثیف زِ پرده ها اگر آن

روح قدس بنمودی   عقول و جان بشر را بدن شمردندی    حق تعالی در عالَم تصوّرات نگنجد

و در هیچ عالَمی که اگر در عالم تصوّرات بگنجد لازم شود که مصوَّر بر او محیط باشد

پس او خالق تصوّرات نباشد پس معلوم شد که او ورای همه عالَم هاست لَقَدْ صَدَقَ اللهُ رَسُوْلَهُ

الرُؤْیَا بِالْحَقِّ لَتَدْخُلُّنَ الْمَسْجِد الْحَرَامَ اِنْ شَاءَ اللهُ همه می گویند که در کعبه درآییم و بعضی می گویند

که اِنْ شاءَ الله درآییم این ها که استثنا می کنند عاشقان اند زیرا که عاشق خود را بر کار و مختار


اشتراك گذاري:      فيسبوك -  تويتر -  لينكدين -  گوگل پلاس