فیه ما فیه مولانا نسخه موزه قونیه صفحه ۸۸


فیه ما فیه مولانا نسخه موزه قونیه صفحه ۸۸

 

 

 

فرمود که جانب توقات می باید رفتن که آن طرف گرمسیر است انطالیه اگرچه گرمسیر است امّا

آنجا اغلب رومیان اند سخن ما را فهم نکنند اگرچه در میان رومیان نیز کسان هستند که فهم می کنند

روزی سخن می گفتم میان جماعتی و میان ایشان هم جماعتی از کافران بودند در میان سخن می گریستند

و مُتذوِّق می شدند و حالت می کردند سؤال کرد که ایشان چه فهم می کنند و چه دانند این جنس

سخن را مسلمانان گُزیده از هزار یک فهم می کنند ایشان چه فهم می کردند که می گریستند فرمود

لازم نیست که نَفْسِ این سخن را فهم کنند آنچه اصلِ این سخن است آن را فهم می کنند آخر همه مُقرّند به یگانگی

خدا و به آنکه خدا خالق است و رازق است و در همه متصرف است و رجوع به وی است و عِقاب و عفو از اوست

چون این سخن شنیدند و این سخن وصف حقّ است و ذکر اوست پس جمله را اضطراب و ذوق و شوق

حاصل می شود که از این سخن بُوی معشوق و مطلوب ایشان می آید اگر راه ها مختلف است امّا مقصد

یکی است نمی بینی که راه به کعبه بسیار است بعضی را راه از روم است و بعضی را از شام و بعضی را از عجم

و بعضی را از چین و بعضی را از راه دریا از طرف هند و یمن پس اگر در راه ها نظر کنی اختلاف عظیم و مباینت

بی حّد است اما چون به مقصود نظر کنی همه متّفق اند و یگانه و همه درون ها به کعبه متّفق اند و درون ها

را به کعبه ارتباطی و عشقی و محبّتی عظیم است که آنجا هیچ خلاف نمی گنجد آن تعلّق نه کفر است و نه ایمان

یعنی آن تعلق مشوب نیست به آن راه های مختلف که گفتیم چون آنجا رسیدند آن مباحثه و جنگ و اختلاف

که در راه ها می کردند که این او را می گفت که تو باطلی و کافری و آن دگر این را چنین نماید اما چون به کعبه

رسیدند معلوم شد که آن جنگ در راه ها بود و مَقصَدشان یکی بود مثلاً اگر کاسه را جان

بودی بندۀ کاسه گر بودی و با وی عشق ها باختی اکنون این کاسه را که ساخته اند بعضی


اشتراك گذاري:      فيسبوك -  تويتر -  لينكدين -  گوگل پلاس