فیه ما فیه مولانا نسخه موزه قونیه صفحه ۸۴


فیه ما فیه مولانا نسخه موزه قونیه صفحه ۸۴

 

 

 

را پشت به دریا کرد برای عمارت کفک که اگر ایشان به این مشغول نشوند خلق همدگر را فنا

کنند و از آن خرابی کفک لازم آید پس خیمه ای است که زده اند برای شاه و قومی را در عمارت

این خمیه مشغول گردانیده و یکی می گوید که اگر من طناب نساختمی خیمه چون راست آمدی و آن

دیگر می گوید که اگر من میخ نسازم طناب را کجا بندند همه کس دانند که این همه بندگانِ آن شاه اند

که در خیمه خواهد نشستن و تفرّج معشوق خواهد کردن پس اگر جولاهه ترک جولاهی

کند برای طلب وزیری همۀ عالم برهنه و عور بمانند پس او را در آن شیوه ذوقی بخشیدند که

خرسند شده است پس این قوم را برای نظام عالَمِ کفک آفریده اند و عالم را برای نظام آن

ولی خنک آن را که عالم را برای نظام او آفریده باشند نه او را برای نظام عالم پس هر یکی را در آن

کار خدای عزّ وجل خرسندیی و خوشیی می بخشد که او را صدهزار سال اگر عمرش باشد همان

کار می کند و هر روز عشق او در آن کار بیشتر می شود و وی را در آن پیشه دقیقه ها می زاید

و لذت ها و خوشی ها از آن می گیرد که وَ اِنْ مِنْ شَیْیءٍ اِلَّا یُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ طناب کُن را تسبیحی دیگر و میخ

ساز را تسبیحی دیگر و درودگر را که عمودهای خیمه می سازد تسبیحی دیگر و جامه باف را که

جامۀ خیمه می بافد تسبیحی دیگر و اولیا را که در خیمه نشسته اند و تفرّج و عیش و عشرت

می کنند تسبیحی دیگر اکنون این قوم که برِ ما می آیند اگر خاموش می کنیم ملول می شوند و می رنجند

و اگر چیزی می گوییم لایق ایشان می باید گفتن ما می رنجیم می روند و تشنیع می زنند که از ما ملول است

و می گریزد هیزم از دیگ کی گریزد الّا دیگ می گریزد طاقت نمی دارد پس گریختن آتش از هیزم

گریختن نیست بل او را چون دید که ضعیف است از وی دور می شود پس در حقیقت عَلی کُلِّ حالٍ


اشتراك گذاري:      فيسبوك -  تويتر -  لينكدين -  گوگل پلاس

میترا شاهرخی

2016-08-31

سلام بادرود بر مولانا و اجازه از محصرش این را هم این حقیر اضافه کنم که کسانی هم هستند که در حال خاموشی شیرین گفتار و شیرین رفتار هستند و وجودشان معطر مانا باشید دوستان