فیه ما فیه مولانا نسخه موزه قونیه صفحه ۸۱


فیه ما فیه مولانا نسخه موزه قونیه صفحه ۸۱

 

 

 

نباید از کسی نتواند بدیشان رسیدن و ایشان را دیدن مستوران حق را بی ارادت ایشان

کی تواند دیدن و شناختن این کارِ آسان نیست فرشتگان فروماندند که وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِکَ

وَ نُقَدِّسُ لَکَ ما همه عشق ناکیم روحانیانیم نور محضیم ایشان که آدمیانند مشتی شکم خوار خون ریز

که یَسْفِکُوْنَ الدِّماءَ اکنون این همه برای آن است تا آدمی بر خود لرزان شود که فرشتگان روحانی

که ایشان را نه مال و نه جاه و نه حجاب نور محض غذاشان جمال خدا عشق محض دوربینان تیزچشم

ایشان میان انکار و اقرار بودند تا آدمی بر خود بلرزد که وَه من چه کسم و کجا شناسم و نیز اگر بر وی

نوری بتابد و ذوقی روی نماید هزار شکر کند خدای را من چه لایق اینم این بار شما از سخن شمس الدیّن

ذوق بیشتر خواهید یافتن زیرا که بادبان کشتی وجود مرد اعتقاد است چون بادبان باشد باد وی

را به جای عظیم برد و چون بادبان نباشد سخن باد باشد خوش است عاشق و معشوق میان ایشان بی

تکلفّی محض این همه تکلّف ها برای غیر است هر چیز که غیر عشق است بر او حرام است این سخن را تقریر

دادمی عظیم ولیکن بیگه است و بسیار می باید کوشیدن و جوی ها ساختن تا به حوض دل برسد الّا قوم

ملول اند یا گوینده ملول است و بهانه می آورد و اگر نه آن گوینده که قوم را از ملالت نَبَرد دو

پول نیرزد هیچ کس را عاشق دلیل نتواند گفتن بر خوبی معشوق و هیچ کس نتواند در دل عاشق

نشاندن دلیلی که بر نقص معشوق دال باشد پس معلوم شد که اینجا دلیل کار ندارد اینجا طالب

عشق می باید بودن اکنون اگر در( نعت ) مبالغه کنیم در حق عاشق آن مبالغه نباشد و نیز می بینم که

مرید معنی خود را بذل کرد برای صورت شیخ که ای نقش تو از هزار معنی خوشتر زیرا هر

مریدی که بر شیخ آید اول از سر معنی بر می خیزد و محتاج شیخ می شود بهاءالدین سؤال کرد


اشتراك گذاري:      فيسبوك -  تويتر -  لينكدين -  گوگل پلاس