فیه ما فیه مولانا نسخه موزه قونیه صفحه ۷۹


فیه ما فیه مولانا نسخه موزه قونیه صفحه ۷۹

 

 

 

ایشان تو را حال ها پدید شود بعد از آن بی آن تقریر تو مرید تحمّل و مجاهده و بر خود حیف گرفتن گردی

چون سود خود معین در آن بینی آورده اند که پیغامبر صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ با صحابه از غزا آمده بودند

فرمود که طبل را بزنید که امشب بر در شهر بخسبیم و فردا درآییم گفتند که یا رسول الله چه مصلحت گفت

شاید که زنان شما را با مردمان بیگانه جمع بینید و متألم شوید و فتنه ای برخیزد یکی از صحابه نشنید

در رفت زن خود را با بیگانه یافت اکنون راه پیغامبر این است که می باید رنج کشیدن از دفع غیرت

و حمیّت و رنج انفاق و کسوت زن و صدهزار رنج بی حد چشیدن تا عالَم محمدی روی نماید راه عیسی

مجاهدۀ خلوت و شهوت ناراندن راه محمد علیه السلام جور و غصه های زن و مردم کشیدن چون راه

محمدی نمی توانی رفتن باری راه عیسی رو تا به یکبارگی محروم نمانی اگر صفایی داری که صد سیلی

می خوری و برِ آن را و حاصل آن را یا می بینی یا به غیب معتقدی چون فرموده اند و خبر داده اند پس

چنین چیزی هست صبر کنم تا زمانی که آن حاصل که خبر داده اند به من نیز برسد بعد از آن ببینی

چون دل بر این نهاده باشی که من از این رنج ها اگرچه این ساعت حاصلی ندارم عاقبت به گنج ها خواهم رسیدن

به گنج ها رسی و افزون از آن که توقع و امید می داشتی این سخن اگر این ساعت اثر نکند بعد از مدّتی که

پخته تر گردی عظیم اثر کند زن چه باشد عالَم چه باشد اگر گویی و اگر نگویی او خود همان است و کارِ

خود نخواهد رها کردن بلکه به گفتن بدتر می شود مثلاً نانی را بگیر زیر بغل کن و از مردم منع کن و می

گو که این کس را البته نخواهم دادن چه جای دادن که نخواهم نمودن اگرچه آن نان ( بر درها ) افتاده

است و سگان نمی خورند از بسیاری نان و ارزانی اما چون چنین منع آغاز کردی همۀ خلق رغبت

کنند و در بند آن نان گردند و در شفاعت و شناعت درآیند که البته خواهیم که آن نان را که


اشتراك گذاري:      فيسبوك -  تويتر -  لينكدين -  گوگل پلاس