فیه ما فیه مولانا نسخه موزه قونیه صفحه ۷۵


فیه ما فیه مولانا نسخه موزه قونیه صفحه ۷۵

 

 

 

از معنی قرآن واقف نباشد الّا هم نیک است قومی را خدای تعالی چشم هاشان را به غفلت بست تا عمارت

این عالم می کنند که اگر بعضی را از آن عالم غافل نکنند هیچ عالَمی آبادان نگردد غفلت عمارت ها و آبادانی ها

انگیزاند آخر این طفل از غفلت بزرگ می شود و دراز می گردد و چون عقل او به کمال می رسد دیگر

دراز نمی شود پس موجب و سبب عمارت غفلت است و سبب ویرانی هشیاری است این که من می گویم

از دو بیرون نیست یا بنا بر حسد می گویم یا بنا بر شفقت حاشا که حسد باشد برای آن که حسد

را ارزد حسد بردن دریغ است تا به آن که نیرزد چه باشد الّا از غایت شفقت و رحمت است که

می خواهیم که یار عزیز را به معنی کشیم آورده اند که شخصی در راه حج در برّیه ای افتاد و تشنگی عظیم

بر وی غالب شد تا از دور خیمۀ خُردک و کهن دید آنجا رفت کنیزکی دید آواز داد آن شخص که من

مهمانم المراد و آنجا فرود آمد و نشست و آب خواست آبش دادند که خُورد آن آب از آتش گرم تر

بود و از نمک شورتر از لب تا کام تا آنجا که فرو می رفت همه را می سوخت این مرد از غایت شفقت

در نصیحت آن زن مشغول گشت و گفت شما را بر من حق است جهت این قدر آسایش که از شما یافتم

شفقتم جوشیده است آنچه به شما گویم پاس دارید اینک بغداد نزدیک است و کوفه و واسط و غیرُها

از شهرهای بزرگ اگر مبتلا باشید نشسته نشسته و غلتان غلتان می توانید خود را آنجا

رسانیدن که آنجا آب های شیرین خنک بسیار است و طعام های گوناگون و حمام ها و تنعّم ها و خوشی ها

و لذت های آن شهرها را برشمرد لحظه ای دیگر آن عرب بیامد که شوهرش بود تایی چند از موشان

دشتی صید کرده بود زن را فرمود که آن را پخت و چیزی از آن به مهمان دادند مهمان چنانکه بود

کور و کبود از آن تناول کرد بعد از آن در نیم شب مهمان بیرون خیمه خفت زن به شوهر می گوید هیچ


اشتراك گذاري:      فيسبوك -  تويتر -  لينكدين -  گوگل پلاس