فیه ما فیه مولانا نسخه موزه قونیه صفحه ۷۳


فیه ما فیه مولانا نسخه موزه قونیه صفحه ۷۳

 

 

 

بینند پشت امیر را می بینند امیر همچون آینه است و این صفت ها همچون دُرهای ثمین و زرها که بر پشت

آینه نشانده اند آنها که عاشق زراَند و عاشق دُرّاند نظرشان بر پشت آینه است و ایشان که عاشق

آینه اند نظرشان بر دُرّ و زر نیست پیوسته روی به آینه آورده اند و آینه را برای آینگی اش

دوست می دارند زیرا که در آینه جمال خوب می بینند از آینه ملول نمی گردند اما آن کس که روی زشت

و معیوب دارد در آینه زشتی می بیند زود آینه را می گرداند و طالب آن جواهر می شود اکنون

بر پشت آینه هزار گونه نقش سازند و جواهر نشانند روی آینه را چه زیان دارد اکنون پس حق تعالی

حیوانیت را و انسانیت را مُرکّب کرد تا هر دو ظاهر گردند که وَ بِضِدِّهَا تَتَبَیَّنُ الْاَشیاءُ و چون

تعریف چیزی بی ضد او ممکن نیست و حق تعالی ضد نداشت می فرماید کُنْتُ کَنْزاً مَخْفِیاً فَاَحْبَبْتُ

بِاَنْ اُعْرَفَ پس این عالم را آفرید که از ظلمت است تا نور او پیدا شود و همچنین انبیا و اولیا را پیدا کرد

که اُخْرُجْ بِصِفَاتِیْ اِلَی خَلْقِی و ایشان مظهر نور حقّ اند تا دوست از دشمن و یگانه از بیگانه ممتاز

گردد که آن معنی را از روی معنی ضد نیست الّا به طریق صورت همچنان که در مقابلۀ آدم ابلیس

و در مقابلۀ موسی فرعون و در مقابلۀ ابراهیم نمرود و در مقابلۀ مُصْطَفی صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ

ابوجهل همچنین الی ما لا نهایه پس با اولیا خدا را ضد پیدا شود اگرچه در معنی ضد ندارد چندان که

دشمنی و ضدی می نمودند کار ایشان بالا می گرفت و مشهورتر می شدند که یُریْدُوْنَ لِیُطْفِئوْا نُوْرَالله بِاَفْوَاهِهِم وَاللهُّ مُتِمُّ نُوْرِهِ وَلَوْ کَرِهَ الْکَافِرُوْنَ  مَه نور می فشاند و سگ بانگ می کند

مَه را چه جُرم خاصیت سگ چنین بود از ماه نور گیرد ارکان آسمان

خود کیست آن سگی که بخار زمین بود بسیار کسان هستند که حق تعالی ایشان را به نعمت و به مال


اشتراك گذاري:      فيسبوك -  تويتر -  لينكدين -  گوگل پلاس