فیه ما فیه مولانا نسخه موزه قونیه صفحه ۷۲


فیه ما فیه مولانا نسخه موزه قونیه صفحه ۷۲

 

 

بی لشگر مطیع و مؤمن گردانم و اینک نشانش آن باشد که در آخر وفات تو خلق را بینی از در درمی آیند

و گروه گروه مسلمان می شوند چون آن نشان بیاید بدان که وقت سفر تو رسید اکنون تسبیح کن

و استغفار کن که آنجا خواهی آمدن و اما محققان می گویند که معنی اش آن است آدمی می پندارد که

اوصاف ذمیمه را به عمل خود و جهاد خود از خویشتن دفع خواهد کردن چون بسیار مجاهده کند

و قوت ها و آلت ها را بذل کند نومید شود خدای تعالى او را گوید که می پنداشتی که آن به قوت و فعل

و عمل تو خواهد شدن آن سنتی است که نهاده ام یعنی آنچه تو داری در راه ما بذل کن بعد از آن

بخشش ما در رسد در این راه بی پایان تو را می فرماییم که به این دست و پای ضعیف سیر کن ما را معلوم است

که به این پای ضعیف این راه را نخواهی بریدن بلکه به صد هزار یک منزل نتوانی از این راه بریدن

الّا چون در این راه بروی چنانکه از پای در آیی و بیفتی و تو را دیگر هیچ طاقت رفتن نماند بعد از آن عنایت

حق تو را برگیرد چنانکه طفل را مادام که شیرخواره است او را بر می گیرند و چون بزرگ شد او را به وی

رها می کنند تا می رود اکنون چون قواهای تو نماند در آن وقت که این قوت ها داشتی و مجاهد ها

می نمودی گاه گاهی میان خواب و بیداری یا در بیداری به تو لطفی می نمودم تا به آن در طلب ما قوّت می گرفتی

و امیدوار می شدی این ساعت که آن آلت نماند لطف های ما و بخشش های ما و عنایت های ما را ببین که چون

فوج فوج بر تو فرو می آیند که به صد هزار کوشش ذره ای از این نمی دیدی اکنون فَسَبِحَّ بِحَمْدِ

رَبِّکَ و استغفار کن از این اندیشه ها و پندار که می پنداشتی که آن کار از دست و پای تو خواهد

برآمدن و از ما نمی دیدی اکنون چون دیدی که از ما است استغفار کن اِنَّهُ کانَ تَوَّاباً ما امیر را برای

دنیا و تربیت و علم و عملش دوست نمی داریم دیگرانش برای این دوست می دارند که روی امیر را


اشتراك گذاري:      فيسبوك -  تويتر -  لينكدين -  گوگل پلاس