فیه ما فیه مولانا نسخه موزه قونیه صفحه ۶۸


فیه ما فیه مولانا نسخه موزه قونیه صفحه ۶۸

 

 

 

و محققان و زیرکان و نغول اندیشان آیند تا بر ایشان چیزهای غریب و نفیس و دقیق عرض کنم

حق تعالی خود چنین خواست آن همه علم ها را این جا جمع کرد و آن رنج ها را این جا آورد که من بدین

کار مشغول شوم چه توانم کردن در ولایت و قوم ما از شاعری ننگ تر کاری نبود اما اگر در آن

ولایت می ماندیم موافق طبع ایشان می زیستیم و آن می ورزیدیم که ایشان خواستندی مثل درس

گفتن و تصنیف کتب کردن و تذکیر و وعظ گفتن و زهد و عمل ظاهر ورزیدن مرا امیر پروانه

گفت اصل عمل است گفتم کو اهل عمل و طالب عمل تا به ایشان عمل نماییم حالی تو طالبِ گفتی گوش

نهاده ای تا چیزی بشنوی و اگر نگوییم ملول شوی طالب عمل شو تا بنماییم ما در عالم مردی می طلبیم

که به وی عمل نماییم چون مشتری عمل نمی یابیم مشتری گُفتْ می یابیم به گُفتْ مشغولیم و تو عمل را چه دانی

چون عامل نیستی به عمل عمل را توان دانستن و به علم علم را توان فهم کردن و به صورت صورت را و به معنی

معنی را چون در این راه راه رو نیست و خالی است اگر ما در راهیم و در عملیم چون خواهند دیدن آخر این

عمل نماز و روزه نیست و اینها صورت عمل است عمل معنی است در باطن آخر از دَور آدم تا دَور مُصْطَفی

صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ نماز و روزه به این صورت نبود و عمل بود پس این صورت عمل باشد عمل

معنی است در آدمی همچنان که می گویی دارو عمل كرد و آنجا صورت عمل نیست الّا معنی است در او چنانكه

گویند این مرد در فلان شهر عامل است چیزی به صورت نمی بینند کارها که به او تعلق دارد او را

به واسطۀ آن عامل می گویند پس این عمل غیر این است که این خلق فهم کرده اند ایشان می پندارند

که عمل آن ظاهر است اگر منافق آن صورت عمل را به جای آرد هیچ او را سود دارد چون در او معنی صدق

و ایمان نیست اصل چیزها همه گفت است و قول است تو از گفت و قول خبر نداری آن را خوار می بینی گفت

 


اشتراك گذاري:      فيسبوك -  تويتر -  لينكدين -  گوگل پلاس