فیه ما فیه مولانا نسخه موزه قونیه صفحه ۶۶


فیه ما فیه مولانا نسخه موزه قونیه صفحه ۶۶

 

 

 

و لذّت آن همچون شراب است در وی و آن شراب را جز به نظر اشتها و شوق نتوان دیدن اکنون اشتها و شوق

حاصل کن تا صورت بین نباشی و در کون و مکان همه معشوق بینی صورت این خلقان چون جام ها است

و این علم ها و هنرها و دانش ها نقش های جام است نمی بینی که چون جام شکسته می شود آن نقش ها نمی ماند

پس کار آن شراب دارد که در جام قالب ها است و آن کس که آن شراب را می نوشد و می بیند که وَاَلْبَاقِیاَت الصَّالِحَاتُ سایل را دو مقدمه می باید که تصوّر کند و در ذهن بگرداند تا او سایل باشد یکی

آنکه جازم که من در این چه می گویم مخطی ام غیر این چیزی هست و دوم آنکه اندیشد که به از این و بالای

این گفتی و حکمتی هست که من نمی دانم پس دانستیم که اَلسُّؤالْ نِصْفُ الْعِلْمِ از این رو است که هر کسی روی

به کسی آورده است و همه را مطلوب حقّ است و به آن امید عمر خود را صرف می کند اما در این میان ممیزی

می باید که بداند که از این میان کیست که او مصیب است و بر وی نشان زخم چوگان پادشاهان است تا یکی

گوی و موجد باشد مستغرق ( آن است ) که آب در او تصرف می کند او را در آب تصرّفی نیست سبّاح و مستغرق

هر دو در آب اند اما این را آب می برد و محمول است و سباح حامل قوّت خویش است و به اختیار خود است

پس هر جنبشی که مستغرق کند و هر فعلی و قولی که از او صادر شود آن از آب باشد از او نباشد

او در میان ( نهانه ) است همچنان که از دیوار سخنی بشنوی دانی که از دیوار نیست کسی است که دیوار را در گفت

آورده است اولیا همچنانند پیش از مرگ مرده اند و حکم در و دیوار گرفته اند در ایشان یک سر موی

از هستی نمانده است در دست قدرت حق همچون اسپری اند جنبش سپر از سپر نباشد و معنی انا الحق

این باشد سپر می گوید که من در میان نیستم حرکت از دست حقّ است این سپر را حق ببینید و با حق

پنجه مزنید که آنها که بر چنین سپر زخم زدند در حقیقت با خدا جنگ کرده اند و خود را بر خدا زده اند


اشتراك گذاري:      فيسبوك -  تويتر -  لينكدين -  گوگل پلاس