فیه ما فیه مولانا نسخه موزه قونیه صفحه ۶۵


فیه ما فیه مولانا نسخه موزه قونیه صفحه ۶۵

 

 

و دیگ ها را و سبوها و خُم ها بپوشانید و پوشیده دارید که جانورانی هستند پلید و زهرناک

مبادا که در کوزهای شما افتند و به نادانی از آن کوزه آب خورید شما را زیان دارد به این صورت ایشان

را فرمود که از اغیار حکمت را نهان دارید و دهان و زبان را پیش اغیار بسته دارید که ایشان

موشانند لایق این حکمت و نعمت نیستند فرمود که آن امیر که از پیش ما بیرون رفت اگرچه

سخن ما را به تفصیل فهم نمی کرد اما اجمالا می دانست که ما او را به حق دعوت می کنیم آن نیاز و سر جنبانیدن

ومهر و عشق او را به جای فهم گیریم آخر این روستایی که در شهر می آید بانگ نماز می شنود اگرچه معنی

بانگ نماز را به تفصیل نمی داند اما مقصود را فهم می کند فصل فرمود که هرکه محبوب است

خوب است و لاینعکس لازم نیست که هرکه خوب باشد محبوب باشد خوبی جزو محبوبی است و محبوبی

اصل است چون محبوبی باشد البته خوبی باشد جزو چیزی از کلّش جدا نباشد و ملازم کلّ باشد

به در زمان مجنون خوبان بودند از لیلی خوب تر امّا محبوب مجنون نبودند مجنون را می گفتند که از لیلی

خوبترانند بر تو بیاریم او می گفت آخر من لیلی را به صورت دوست نمی دارم و لیلی صورت نیست لیلی

به دست من همچون جامی است من از آن جام شراب می نوشم پس من عاشق آن شرابم که از او می نوشم و شما را

نظر بر قدح است از شراب آگاه نیستید اگر مرا قدح آرند زرّین مرصعّ به جوهر و در او سرکه باشد

یا غیر شراب چیزی دیگر باشد مرا آن به چه کار آید کدوی کهنه شکسته که در او شراب باشد به نزد من

به از آن قدح باشد و از صد چنان قدح و این را عشقی و شوقی می باید تا شراب را از قدح بشناسد

همچنان که گرسنه ای دَه روز چیزی نخورده است و سیری به روز پنج بار خورده است هر دو در نان

نظر می کنند آن سیر صورت نان می بیند و گرسنه صورت جان می بیند زیرا این نان همچون قدح است

 


اشتراك گذاري:      فيسبوك -  تويتر -  لينكدين -  گوگل پلاس