فیه ما فیه مولانا نسخه موزه قونیه صفحه ۵۸


فیه ما فیه مولانا نسخه موزه قونیه صفحه ۵۸

 

 

تر بیدار و واقف گردد تا راه دراز بر او کوته شود و در این پای های نردبان عمر خود را ضایع

نکند سئوال کرد که مُغُلان مال های ما را می ستانند و ایشان نیز ما را گاه گاهی مالها می بخشند

عجب حکم آن چون باشد فرمود هرچه مُغُل بستاند همچنان است که در قبضه و خزینه حق در آمده است

همچنانکه از دریا کوزه ای را یا خُمی را پر کنی و بیرون آری آن ملک تو گردد مادام که در کوزه و یا خم است و کس را

در آن تصرّف نرسد و هر که از آن خُم ببرد بی اذن تو غاصب باشد اما چون باز به دریا ریخته شد بر

جمله حلال گردد و از ملک تو بیرون آید پس مال ما بریشان حرام است و مال ایشان بر ما حلال است

لَا رُهْبَانِیَّةَ فِی الْاِسْلَامِ اَلْجَمَاعَةُ رَحْمَةٌ مُصطفی صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ کوشش در جمعیّت نمود که

مجمع ارواح را اثرها است بزرگ و خطیر در وحدت و تنهایی آن حاصل نشود و سرّ آنکه

مساجد را نهاده اند تا اهل محله آنجا جمع شوند تا رحمت و فایده افزون باشد و خان ها را

جداگانه برای تفریق است و ستر عیب ها فایده آن همین است و جامع را نهاده اند تا جمعیّت

اهل شهر آنجا باشد و کعبه را واجب کردند تا اغلب خلق عالم از شهرها و اقلیم ها آنجا جمع

گردند گفت که مُغُلان اوّل که در این ولایت آمدند عور و برهنه بودند مرکوب ایشان

گاو بود و سلاح هاشان چوبین بود این زمان محتشم و سیر گشته اند و اسبان تازی هرچه

بهتر و سلاح های خوب پیش ( آنان است ) فرمود که آن وقت که دل شکسته و ضعیف بودند و قوّتی

نداشتند خدا ایشان را یاری داد و نیاز ایشان را قبول کرد در این زمان که چنین محتشم و قوی

شدند حق تعالى با ضعف خلق ایشان را هلاک کند تا بدانند که آن عنایت حق بود و یاری

حق بود که ایشان عالم را گرفتند نه به زور و قوت بود فرمود که ایشان اول در صحرایی


اشتراك گذاري:      فيسبوك -  تويتر -  لينكدين -  گوگل پلاس