فیه ما فیه مولانا نسخه موزه قونیه صفحه ۵۴


فیه ما فیه مولانا نسخه موزه قونیه صفحه ۵۴

 

 

 

و عین او شود بعد از آن او را فنا نماند و در عین ذات مشک باقی باشد و حکم مشک گیرد بعد از آن

وی به عالم بوی رساند و عالم از او زنده باشند بر او از آنچه بود چو نامی نیست همچنانک اسبی یا حیوانی در

نمکسار نمک شده باشد بر او از اسبی جز نام نمانده باشد همان دریای نمک باشد در فعل و در تأثیر آن اسم

او را چه زیان دارد از نمکیش بیرون نخواهد کردن و اگر این کان نمک را نامی دیگر نهی از نمکی بیرون

نیاید پس آدمی را از این خوشی ها و لطف ها که پرتو و عکس حقّ است ببایدش گذشتن و بر این قدر نباید قانع

گشتن هرچند که این قدر از لطف حق است و پرتو جمال اوست امّا باقی نیست به نسبت به حق باقی است

به نسبت به خلق باقی نیست چون شعاع آفتاب که در خان ها می تابد هر چند که شعاع آفتاب است و نور است

اما ملازم آفتاب است چون آفتاب غروب کند روشنایی نماند پس آفتاب باید شدن تا خوف ( خدایی ) نماند

باخت است و شناخت است بعضی را داد و عطا هست اما شناخت نیست و بعضی را شناخت هست

اما باخت نیست اما چون این هر دو باشد عظیم موفق کسی باشد این چنین کس بی نظیر باشد نظیر

این مثلا مردی راه می رود اما نمی داند که این راه است یا راه بی ره است می رود علی العمیا بوک

آواز خروسی یا نشان آبادانیی پدید آید کو این و کو آن که راه می رود و محتاج نشان و علامت

نیست کار او دارد پس شناخت ورای همه است فصل قَالَ النَّبُّی صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ

وَسَلَّمَاَللَّیْلُ طَویْلٌ فَلَا تُقَصِّرْهُ بِمَنَامِکَ وَالنَّهَار مُضْی فَلَا تُکَّدِرْهُ بِآثامِکَ شب درازاست از بهر

راز گفتن و حاجات خواستن بی تشویش خَلق و بی زحمت دوستان و دشمنان خلوتی و سلوتی حاصل

شده و حق تعالى پرده فرو کشیده تا عمل ها از ریا مصون و محروس باشد و خالص باشد الله تعالى

و در شب نیز مرد ریایی از مخلص پیدا شود ریایی رسوا شود در شب همه چیزها به شب مستور شود


اشتراك گذاري:      فيسبوك -  تويتر -  لينكدين -  گوگل پلاس