فیه ما فیه مولانا نسخه موزه قونیه صفحه ۴۸


فیه ما فیه مولانا نسخه موزه قونیه صفحه ۴۸

 

 

 

به شما می کنیم این ساعت بحث در این می کردیم اگر مردی را عیال است و دیگری را نیست از او

می برّند و به وی می دهند اهل ظاهر گویند که از معیل می بری به غیر معیل می دهی چون بنگری

خود معیل اوست در تحقیق همچنانکه اهل دلی که او را گوهری باشد شخصی را بزند و سر و بینی

و دهان بشکند همه گویند که این مظلوم است اما به تحقیق مظلوم نشده است ظالم آن باشد که مصلحت نکند

آن لس خورده و سرشکسته ظالم است و این زننده یقین مظلوم است چون این صاحب گوهر است

و مستهلک حق است کردۀ او کردۀ حق باشد خدا را ظالم نگویند همچنانکه مصطفی صلّی اللّه علیه و سلم

می کشت و خون می ریخت و غارت می کرد ظالم ایشان بودند و او مظلوم مثلاً مغربیی

در مغرب مقیم است مشرقیی به مغرب آمد غریب آن مغربی است اما این چه غریب است که از مشرق آمد چون همه

عالم خانه ای بیش نیست از این خانه در آن خانه رفت یا از این گوشه بدان گوشه آخر نه هم در این

خانه است اما آن مغربی که آن گوهر دارد از بیرون خانه آمده است آخر می گوید که اَلْاِسْلَامُ بَدَأَ

غَرِیْبَاً نگفت که اَلْمَشرِقیُّ بَدَأَ غَرِیْباً همچنانکه مصطفی صلی اللّه علیه و سلم چون شکسته شد مظلوم

بود و چون شکست هم مظلوم بود زیرا در هر دو حالت حق به دست اوست و مظلوم آن است که حق به دست

او باشد مصطفی را صلی اللّه علیه و سلم دل بسوخت بر اسیران حق تعالی برای خاطر رسول وحی

فرستاد که بگو ایشان را در این حالت که شما در بند و زنجیرید اگر شما نیتّ خیر کنید حق تعالی شما را

از این برهاند و آنچه رفته است به شما باز دهد و اضعاف آن و غیر آن و رضوان در آخرت دو گنج یکی

آنچه از شما رفت و یکی گنج آخرت سوال کرد که بنده چون عمل کند آن توفیق و خیر از عمل

می خیزد یا عطای حقّ است فرمود که عطای حقّ است و توفیق حقّ است اما حق تعالی از غایت لطف به بنده


اشتراك گذاري:      فيسبوك -  تويتر -  لينكدين -  گوگل پلاس