فیه ما فیه مولانا نسخه موزه قونیه صفحه ۴۵


فیه ما فیه مولانا نسخه موزه قونیه صفحه ۴۵

 

 

 

حسبة للّه اگرچه دو چشم برهم زند آن ضایع نیست فَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذرَّةٍ خَیْراً یَرَهُ

الّا چون اندرون تاریک است و محجوب است نمی بیند که چه قدر پیش رفته است آخر ببیند اَلدُّنْیَا

مَزْرَعَةُ الآخِرَةِ هرچه اینجا بکارد آنجا برگیرد عیسی علیه السلام بسیار خندیدی یحیی علیه السلام

بسیار گریستی یحیی به عیسی گفت که تو از مکرهای دقیق قوی ایمن شدی که چنین میخندی عیسی گفت

که تو از عنایتها و لطف های دقیق لطیف غریب حق قوی غافل شدی که چندینی می گریی ولییّ از اولیاء

حق در این ماجرا حاضر بود از حق پرسید ازین هر دو که را مقام عالی تر است؟ جواب گفت که اَحْسَنُهُمْ

بِیْ ظَنَّاً یعنی اَنَا عِنْدَ ظَنِّ عَبْدِیْ بِیْ من آنجاام که ظن بندۀ من است بهر بنده مرا صورتی است و خیالی است

هرچه او مرا خیال کند من آنجا باشم من بندۀ آن خیالم که حق آنجا باشد بیزارم از آن حقیقت که

حق آنجا نباشد خیال ها را ای بندگان من پاک کنید که جایگاه و مقام من است اکنون تو خود را

می آزما که از گریه و خنده از صوم و نماز و از خلوت و جمعیت و غیره تو را کدام نافع تر است و احوال

تو به کدام طریق راست تر می شود و ترقیّت افزونتر آن کار را پیش گیر اِسْتَفْتِی قَلْبَکَ وَ اِنْ

اَفْتَاکَ الْمُفْتُوْنَ تو را معنی هست در اندرون فتوی مفتیان بر او عرض دار تا آنچه او را موافق آید آن را

گیرد همچنانکه طبیب نزد بیمار می آید از طبیب اندرون می پرسد زیرا تو را طبیب هست در

اندرون و آن مزاج توست که دفع می کند و می پذیرد و لهذا طبیب بیرون از وی پرسد که

فلان چیز که خوردی چون بود؟ سبک بودی؟ گران بودی؟ خوابت چون بود؟ طبیب او از

اندرون خبر دهد طبیب بیرون بدان حکم کند پس اصل آن طبیب اندرون است و آن مزاج اوست

چون این طبیب ضعیف شود و مزاج فاسد شود از ضعف چیزها به عکس بیند و نشان های کژ دهد شکر را


اشتراك گذاري:      فيسبوك -  تويتر -  لينكدين -  گوگل پلاس