فیه ما فیه مولانا نسخه موزه قونیه صفحه ۴۳


فیه ما فیه مولانا نسخه موزه قونیه صفحه ۴۳

 

 

 

تا ثابت را از غیر ثابت پیدا کند و پشه را از درخت و باغ جدا گرداند تا پشه برود و آنچه باشه

باشد بماند مَلِکی کنیزکی را فرمود که خود را بیارا و بر غلامان من عرضه کن تا امانت و خیانت

ایشان ظاهر شود فعل کنیزک اگرچه به ظاهر معصیت می نماید اما در حقیقت بندگی پادشاه

می کند این بندگان خود را چون در این عالم دیدند نه به دلیل و تقلید بلکه معاینه بی پرده و حجاب که جمله

از بد و نیک بندگی و طاعت حق می کند که وَ اِنْ مِنْ شُیْیءٍ اِلَّا یُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ پس در حق ایشان همین عالم

قیامت باشد چون قیامت عبارت از آن است که همه بندگی حق کنند و کاری دیگر نکنند جز بندگی او

و این معنی را ایشان همین جا می بینند که لَوْ کُشِفَ الْغِطَاءُ مَا ازْدَدْتُ یَقْیِناً عالم از روی لغت نه این

باشد که از عارف عالی تر باشد زیرا خدا را عالم گویند اما عارف نشاید گفتن معنی عارف آن است که

نمی دانست و دانست و این در حق خدا نشاید اما از روی عرف عارف بیش است زیرا عارف عبارت است

از آنچه بیرون از دلیل داند عالم را به مشاهده و معاینه دیده است عرفا عارف این را گویند آورده اند که

عالمی به از صد زاهد و عالم به از صد زاهد چون باشد آخر این زاهد به علم زهد به علم زهد کرد زهد بی علم

محال باشد آخر زهد چیست از دنیا اعراض کردن و روی به طاعت و آخرت آوردن آخر

می باید که دنیا را بداند و لطف و ثبات و بقای آخرت را بداند و اجتهاد در طاعت که چون طاعت

کنم و چه طاعت کنم این همه علم است پس زهد بی علم محال بود پس آن زاهد هم عالم است و هم زاهد

این عالِم که به از صد زاهد است چون باشد معنیش را فهم نکرده اند علم دیگر است که بعد از این

علم و زهد که اوّل داشت خدای به وی دهد که این علم دوم ثمرۀ آن علم و زهد باشد قطعاً این چنین

عالِم به از صد زاهد باشد نظیر آن همچنانکه مردی


اشتراك گذاري:      فيسبوك -  تويتر -  لينكدين -  گوگل پلاس