فیه ما فیه مولانا نسخه موزه قونیه صفحه ۴۰


فیه ما فیه مولانا نسخه موزه قونیه صفحه ۴۰

 

 

 

حظ غرق نشده است حس دیگرش حظ می طلبد عدد می طلبد هر حسی حظّی جدا حواس جمع اند

از روی معنی از روی صورت متفرق اند چون یک عضو را استغراق حاصل شد همه در وی

مستغرق شوند چنانکه مگس بالا می پرد و پَرَش می جنبد و سرش می جنبد و همه اجزاش می جنبد

چون در انگبين غرق شد همه اجزاش یکسان شد هیچ حرکت نکند استغراق آن باشد

که او در میان نباشد و او را جهد نماند و فعل نماند و حرکت نماند، غرق آن باشد هر فعلی که از او آید

آن فعل او نباشد فعل آب باشد اگر هنوز در آب دست و پایی می زند او را غرق نگویند یا بانگی

می زند که آه غرق شدم این را نیز استغراق نگویند آخر این اَنَا الْحَقُّ گفتن مردم می پندارند که دعوی

بزرگی است انا العبد گفتن گفتن دعوی بزرگ است انا الحق عظیم تواضع است زیرا که این می گوید من

عبد خدایم دو هستی اثبات می کند یکی خود را و یکی خدا را اما آنکه انا الحق می گوید خود را عدم کرد

به باد داد می گوید که انا الحق یعنی من نیستم همه اوست جز خدا را هستی نیست من به کلی عدم

محضم و هیچم تواضع در این بیشتر است این است که مردم فهم نمی کنند اینکه مردی بندگی کند برای خدا

حِسْبةَ لِلّهِ آخر بندگی او درمیان است اگرچه برای خداست خود را می بیند و فعل خود را می بیند

و خدا را می بیند او غرق آب نباشد غرق آب آن کس باشد که در او هیچ جنبشی و فعلی نماند اما جنبش های

او جنبش آب باشد شيری در پی آهوی کرد آهو از وی می گریخت تا می گریخت دو هستی بود یکی

هستی شير و یکی هستی آهو اما چون شير به او رسید و در زیر پنجۀ او قهر شد و از هیبت شير

بی هوش و بی خود شد در پیش شير افتاد این ساعت هستی شير ماند تنها هستی آهو محو شد و نماند استغراق

آن باشد که حق تعالی اولیا را غير آن خوف خلق که می ترسند از شير و از پلنگ و از ظالم حق تعالی


اشتراك گذاري:      فيسبوك -  تويتر -  لينكدين -  گوگل پلاس

میترا شاهرخی

2016-08-03

سلام سپاسگذارم از این که برای مخاطبان خود زحمت میکشید مانا باشید