فیه ما فیه مولانا نسخه موزه قونیه صفحه ۳۴


فیه ما فیه مولانا نسخه موزه قونیه صفحه ۳۴

 

 

 

که حق تعالی می فرماید که ای بندۀ من حاجت تو را در حالت دعا و ناله زود برآوردمی امّا آواز و ناله

تو مرا خوش می آید در اجابت جهت آن تأخير می افتد تا بسیار بنالی که آواز و نالۀ تو مرا خوش

می آید. مثلاً دو گدا بر در شخصی آمدند یکی مطلوب و محبوب است و آن دیگر عظیم مبغوض است

خداوند خانه گوید به غلام که زود بی تأخير به آن مبغوض نان پاره ای بده تا از درِ ما زود آواره شود

و آن دیگر را که محبوب است وعده دهد که هنوز نان نپخته اند صبر کن تا نان برسد و بپزد و دوستان را

بیشتر که خاطرم می خواهد که ببینم و در ایشان سير سير نظر کنم و ایشان نیز در من تا چون اینجا بسیار

دوستان صاحب گوهر همدیگر را نیک نیک نیک دیده باشند چون در آن عالم حشر شوند آشنایی قوّت

گرفته باشد زود همدگر را بازشناسند و بدانند که ما در دار دنیا به هم بوده ایم و به هم خوش بپیوندند

زیرا که آدمی یار خود را زود گم می کند نمی بینی که در این عالم که با شخصی دوست شده ای و جانانه و در

نظر تو یوسفی است. به یک فعل قبیح از نظر تو پوشیده می شود و او را گم می کنی و صورت یوسفی

به گرگی مبدّل می شود همان را که یوسف می دیدی اکنون به صورت گرگش می بینی هرچند

که صورت مبدّل نشده است و همان است که می دیدی به این یک حرکت عارضی گمش کردی فردا

که حشر دیگر ظاهر شود و این ذات به ذات دیگر مبدّل گردد چون نیک او را نشناخته باشی

و در ذات وی نیک نیک فرو نرفته باشی چونش خواهی شناختن؟ حاصل همدگر را نیک نیک می باید

دیدن و از اوصاف نیک و بد که در هر آدمی مستعار است از آن گذشتن و در عين ذات

او رفتن و نیک نیک دیدن که این اوصاف که مردم همدگر را بر می دهند اوصاف اصلی ایشان

نیست. حکایتی گفته اند که شخصی گفت که من فلان مرد را نیک می شناسم و نشان او


اشتراك گذاري:      فيسبوك -  تويتر -  لينكدين -  گوگل پلاس